X
تبلیغات
هنرستان هنرهای زيبای لرستان
 
هنرستان هنرهای زيبای لرستان
 
 
گرافیك،نمايش،سينما،نقاشي،موسيقي و پيش دانشگاهي هنر
 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392ساعت 12:28  توسط حجازي  | 

نماد و نشانه در طول تاریخ 

در طول تاریخ از نماد، که نوعی علامت واجد هویت بصری ست، به عنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط  استفاده شده تصور بر این است که انسان پیش از تاریخ با خراش دادن و ایجاد نقش بر دیوار غار های آلتامیرا در اسپانیا و لاسکو در فرانسه تلاش داشته تا از این طریق به دیگران اعلان خطر یا آگهی دهد و یا پیام های دیگران را منتقل کند . در جوامع قرون وسطایی بازرگانان و صنعتگران برای مشخص کردن کالا ها و محصولاتشان از علایم و نماد ها ی خاص استفاده می کردند. چاپگران اواخر سده ۱۹ میلادی بر روی تمامی چاپ نقش های خود نماد هایی را به صورت حرف نشانه یا امضا چاپ می کردند که معرف حرفه آنان بود. در  آغاز سده ۲۰  نیز گاوچرانان امریکایی برای مشخص کردن مالکیت دام های خود از علایم انحصاری استفاده می کردند.
طی دوره رکود اقتصادی امریکا، کارگران دوره گرد یا در واقع پیشه ورانی که بیکار شده بودند، یک نظام ارتباطی تحلیلی و کاربردی را ابداع نمودند .آنها علایم و نشانه هایی بودند که بر دیوار خانه ها و ساختمان ها رسم کردند که مثلا گویای خطراتی بود که کارگران را تهدید می کرد .یعنی درست شبیه به روشی که انسان غار نشین از تصاویر خطی استفاده می کرد.

نماد ها و احساسات

نمادها نیز مثل شکل حروف و رنگ، می تواند واکنش های حس خاصی را در ما بر انگیزد. معنی نماد ها بستگی به کاربرد آنها دارد. مثلا نقشی مانند صلیب شکسته مربوط به دوران پیش از تاریخ به این معنی ست:”همه برای یکی” و نمایانگر قدرت و خلاقیت است. این نماد برای بار اول روی سکه هایی متعلق به کرت باستان، اشیاء امریکای جنوبی و آثار سفالی ناواجو یافت شد.
وقتی رایش سوم هیتلر از صلیب شکسته به عنوان نماد هویت خود استفاده کرد، مفهوم مرتبط به آن نیز تغییر پیدا کرد. امروزه نمی توان به این نماد به عنوان نشانه معرف همدلی و اتحاد نگریست.
نماد کبوتر صلح که طی جنگ ویتنام از سوی فعالین ضد جنگ زیاد استفاده شد، تداعی گر صلح است. از آنجا که نماد ها می توانند مفاهیم منفی و مثبت داشته باشند طراح باید به هنگام طراحی علامت یا نشانه، به تاثیر روانی آن و حسی که در مخاطب بر می انگیزاند کاملا توجه داشته باشد.
( منبع : کتاب طراحی نشانه . فرهاد گشایش )

تصویر نشانه

نماد های گرافیکی  و ساده ای “تصویر نشانه” می نامند. “تصویر نشانه” نوعی نماد بصری ست که اطلاعات را به صورت تصویری و بدون استفاده از کلام ارائه می دهد. “تصویر نشانه “نوعی نماد گرافیکی ست که داستانی را به شیوه ای بسیار ساده و همه فهم و فارغ از محدودیت های زبانی روایت می کند.
امروزه این نوع نماد را می توان در همه جا دید. از علائم راهنمایی رانندگی گرفته تا علائم نشانه های فرودگاه، مترو، راه آهن ،ساختمان های عمومی و … خلاصه هر جا که ضروریست اطلاعاتی را سریع و صریح به اطلاع عموم مردم برسانند. برای مثال این نماد ها ما را به سمت تلفن عمومی، ایستگاه راه آهن، اطلاعات فرودگاه و رستوران راهنمایی می کنند.
این نماد ها بدون استفاده از کلمات و جملات، اطلاعات مورد نیازمان را در اختیارمان می گذارد. مثلا اگر به یک کشور خارجی سفر کنیم که با زبان آن آشنایی نداریم، به آسانی می توانیم از علائم جاده ای هشدار دهنده، همچنین از دیگر  علائم و نشانه ها مسیر خود را برای مکان مورد نظر بیابیم. چراکه این علائم خود یک زبان بین المللی، بصری و بدون کلامند.
کلمه لوگو (logo) از واژه یونانی به معنی زبان مشتق شده است و لوگو را به عنوان یک نماد، علامت، تصویر نوشته و عکس نوشته در نظر می گیریم که نماینگر یک سازمان، یک حرفه،محصول یا حتی یک همایش یا یک رویداد خاص است.
“نشانه” تجسمی از یک سازمان است و باید مروج هویت بصری آن باشد، هویتی که به آسانی و به سرعت قابل تشخیص باشد. “نشانه” نماینگر حجم زیادی از اطلاعات است که در یک بیان بصری واحد متراکم شده است .
در این زمینه داستان معروفی از ریموند لوئی، طراح صنعتی معروف نقل می شود: در یک مهمانی خانمی از وی پرسید که: چرا حرف x را در لوگویی که برای شرکت “Exxon” طراحی کرده  تا زیر خط کرسی ادامه داده است؟ لوئی پرسید که: چه چیز باعث شده شما چنین سوالی می کنید؟ و آن خانم پاسخ داده بودند که:  چون خیلی جلبه توجه می کند. و لوئی جواب داد :”خوب پاسخ شما همین است.”
حدودا از ۱۰ سال پیش، به پیشنهاد استادان رشته ارتباط تصویری، در دانشکده های هنر واژه “نشانه” به جای “آرم” و “لوگو” مورد استفاده قرار گرفت.

اهمیت انتخاب قالب و نوع آن در طراحی آرم

برای طراحی آرم شرکت یا موسسه مورد نظرتان باید توجه به این مسئله مهم داشته باشید که از چه نوع قالبی استفاده می کنید. چرا که قالبی که استفاده می کنید خود باید نوعی تصویر قوی و تخیلی را بازتاب دهد. اگر نماد یا تصویر مبهم باشد و موجب سوء برداشت شود، طرح نا موفق خواهد شد.
پیش از طراحی هر کار ابتدا کارهای زیادی ببینید تا ایده های فراوانی را جمع کرده باشید. به علاوه این امکان برایتان پیش می آید که از تجارب دیگران استفاده کرده وسعی در طراحی طرح بهتری نمایید. در هر طرح روی هماهنگی و انسجام بصری طرح مکث و آنرا بدقت تحلیل نمایید و هرگز با دیدن کاری تقلید محض ننمایید.

انواع گوناگون آرم

از دیدگاه نشانه شناسی دسته بندی آرم بر حسب ترکیب عناصر زبانی و شمایلی انجام می گیرد. بر این اساس دسته ایی از آرم ها فقط از عناصر زبانی استفاده می کنند (یک نام – یک یا چند حرف) که آنها را “ارم نوشتاری “، “logotype”  می نامیم.
دسته دیگر با ترکیب عناصر شمایلی طراحی شده اند، که آنها را “آرم شمایلی” ، logo iconique”
یا “icotype” می نامیم.
دسته سوم، از تلفیق عناصر نوشتاری و شمایلی ساخته شده اند که آنها را “آرم تلفیقی” ،
“logo mixte ” می نامیم.

آرم نوشتاری logo type

این دسته از آرم ها فقط با استفاده از نشانه های زبانی طراحی می شوند :

۱-گاه با نام اختصاری یک موسسه یا سازمان مانند BHV برای فروشگاه
Bazard de L’ Hotel de Ville، و یا CA برای بیمهCredit Agricole
2- گاهی با بزرگنمایی حرف اول نام موسسه مانند H برای انتشارات  Hachette
3-گاهی با ترکیب بندی حروف و ارقام  مثل  M 3
4-برخی اوقات نیز نام کامل موسسه یا سازمان را بازنمایی می کنند: نام طراح و سازنده جواهرات Cartier ، نام فروشگاه بزرگ و زنجیره ای Lafayette، نام طراح و تولید کننده
پوشاک New Man
بنابر این “آرمهای نوشتاری” به دو گونه اند: یا نام موسسه را نمایش می دهند و یا از حروف و ارقام استفاده می کنند. استفاده از حروف، قابل انعطاف تر است و به راحتی با زمینه های فرهنگی گوناگون تطبیق پیدا می کند. ولی از طرفی تآثیر گذاری آن به عنوان یک علامت خاص، بستگی به  قابلیت به یاد سپردن آن دارد. نام های کامل  هر چند طولانی میت وانند به یاد ماندنی باشند، زیرا مانند متن در لحظه خوانده  می شوند، اما استفاده از آن ها در زمینه های فرهنگی مختلف ممکن است مشکل آفرین باشد .در طراحی آرم های نوشتاری مانند آرم های شمایلی ممکن است از عناصر تجسمی، مانند بافت و رنگ استفاده کنند. کاربرد این عناصر در نوشتار و تکرار در استفاده یکنواخت از آن ها، به مرور  تاثیر گذاری آرم نوشتاری را مانند آرم شمایلی خواهد کرد.

آرم شمایلی logo iconique یا ico type

این نوع آرم ، تصویری است که می تواند نمادی تجریدی، تصویر یک شی، یک نقش و غیره باشد.
دسته ای از این آرم ها فیگوراتیو هستند مانند : سنجاب، مرد یا اسب. دسته ای دیگر تصاویر غیر فیگوراتیو هستند مانند: پیکان،مربع، دایره و غیره. بنابر این می توان ۳ نوع آرم شمایلی را در نظر گرفت:

۱- آرم شمایلی _ imaginal تصویری است که شباهت زیادی با یک شی مادی دارد; آرم پودر شکلات سازی “Chicor’ee Leroux” زنی را که با طراحی ساده شده ای رسم شده در  حال تعارف آن کالا به مخاطبان نشان می دهد، که نمونه مناسبی از این گونه است.

۲-آرم شمایلی _ diagrammatique که با یک طرح خلاصه و موجز، مشخصه اصلی فراورده را نشان میدهد. آرم قدیمی اداره برق فرانسه (EDF) که یک آذرخش است دقیقا از این مقوله است

۳- آرم شمایلی _ استعاری m’etaphorique از طریق جا به جایی معنایی و با به کار گرفتن عنصری معنادار نشان دهنده ی کارکرد یا توانایی مارک یا کالای مورد نظر است، عمل می کند. آرم کارخانه خودرو سازی پژو که در آن یک شیر، استعاره از قدرت خودرو است، در این مقوله قرار می گیرد. آرم این کارخانه از سال ۱۸۸۲ تا کنون چندین بار تغییر شکل یافته. تصویر شیر به عنوان عنصر ثابت و استعاره ای از قدرت در تمام آرم ها باز نمایی شده است.

۴-آرم شمایلی – نمادین: بدون هیچ رابطه فطری با موضوع و یا عملکرد آن ها هستند.
مثال این نوع آرم تصویر تمساح در مارک تولید کننده ی پوشاک ورزشی ”lacoste” است.
تصویر این تمساح  طرح روی بلوز ورزشکاران شد و از ان موقع تا کنون  تصویر تمساح در آرم lacoste به عنوان عنصر تصویری مشخص کننده این مارک است.

آرم تلفیقی  logo mixte

این دسته از آرم ها، از همزیستی دو گونه پیام ساخته می شدند: پیام زبانی و پیام شمایل نگارانه.
بدین سان امکان پدید آمدن چند گونه رابطه بین این دو نوع پیام وجود دارد: می توانند همجوار هم باشند، می توانند یکدیگر را تقویت کنند و یا موجب تثبیت یکدیگر شوند.
رابطه همجواری،  بر این اصل استوار است است که نوشتار و شمایل در حکم دو واحد مستقل در کنار یکدیگر قرار می گیرند. این نوع تلفیق در آرم به وضوح مسئله ی مشروعیت را پیش می کشد زیرا به نظر می رسد که بخش نوشتاری و طرح شمایلی آرم، هر یک از تناسب و موضوعیت بالایی برخوردار نیستند.
آرم کارخانه تولید کننده ی روغن نباتی Lesieur نمونه ی مناسبی برای نمایش این نوع رابطه است.

رابطه ی تثبیت کننده، می تواند گویای وضعیتی باشد که در آن پیام شمایلی دارای تعابیر
چند گانه باشد. در این صورت پیام زبانی با جهت دادن به مخاطب،  یکی از تعابیر این نشانه ی تصویری چند معنا را تثبیت می کند. در آرم هایی که دارای “شعار” هستند، یا به عبارت دقیق تر  شعار  را به خدمت می گیرند، این شعار است که معنای بخش شمایلی آرم را روشن می کند. آرم تولید کننده زیر پوش های (دامار) نمونه خوبی است. این آرم از سال ۱۹۵۸ تا کنون چند بار تغییر یافته است ، اما شعار این آرم همواره به عنوان عنصر نوشتاری ثابت در طراحی این آرم، نقش تثبیت کننده ی شمایل دیاگراماتیک را به عهده داشته است.
رابطه تقویت کننده بین دو وجه بازنمایی زبانی و شمایلی در صورتی امکان پذیر است که این دو واحد در بطن یک نظام چرخشی قرار گیرند و همچون دو عنصر همنشین نقش کلی تری ایفا کنند. در این صورت مفهوم آرم از بک نوع فرایند خوانش نشآت می گیرد که فرم چرخش نگاه بین این دو وجه بازنمایی یک پیام، یکپارچه شده است.
آرم تولید کننده ی قهوه ی Jacques Vabre آرم کارخانه بیسکویت سازی Heudebert، یا آرم
آزمایشگاه Urgo نمونه های مناسبی برای نمایش ای نوع رابطه هستند.

انواع نشانه ها:

۱- نشانه ی نمایه ای indexi que: این نشانه ها بر یک رابطه علت و معلولی میان موضوع و نشانه استوارند. نمایه نشانه ای ست که از موضوع خود تاثیر گرفته است. یعنی به نشان بر جای مانده از گونه ای موضوع، نمایه می گوییم مانند: رنگ پریدگی چهره  به نشان خستگی دود به نشانه آتش، ابر به نشانه باران و …
با این تعریف یک آرم هیچگاه نمی تواند حقیقتا یک نشانه نمایه ای باشد.

۲- نشانه شمایلی iconique: دومین نوع نشانه در طبقه بندی سه گانی پیرس می باشد.
رابطه ایست مبتنی بر شباهت علت و معلول یا همان موضوع و نشانه:یک طرح فیگوراتیو، یک تصویر ساده شده که نمایانگر یک خانه، درخت و … باشد. در صورتی که به درخت و خانه شبیه باشد شمایل محسوب می شود.

۳- نشانه نمادین  symbolique: نشانه هایی که به موضوع از راه قرار داد یا قاعده ای محکم و از طریق همبستگی با ایده های کلی مرتبط می شوند. نماد های کلاسیک مانند: پرچم کشور ها، کبوتر صلح، علایم راهنمایی، نت های موسیقی و الفبای مدارس و… همچون نظامی از نشانه های قرار دادی در نظر گرفته شده اند.
نشانه های نمادین بیش از انواع دیگر نشانه ها در اجتماع کاربرد دارند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 19:18  توسط حجازي  | 

آبستره Abstract

مجرد‌‌‌‹‹آبستره›› نوعي از نقاشي است كه موضوع آن شكل با رنگ معيني كه در خارج بتوان ديد نيست بلكه معني كلي است كه از مصاديق جزئي لستنباط شده، غرض از اين معني كلي در نقاشي عموما از مقوله خط و رنگ است نه از مقوله فكر و احساس.

آبستره اكسپرسيونيسم Abstract Expressionism

صورتي غير هندسي از هنر انتزاعي كه در دهه 1940 شكل گرفت تا دهه 1950 رواج يافت. رنگها و خطوط مشخص، ابعاد بزگ از خصوصيات آن است.

آپ آرت Op Art

آپ آرت هنري انتزاعي، اساسا فرم گرايانه و دقيق است و آن را مي توان جرياني دانست كه تحت تاثير انديشه هاي بسط يافته در باهاوس و افكار موهولي – ناگي و جوزف آلبرز شكل گرفته است و آن را مي توان صورت تعميم يافته اي از كنتسراكتيويسم و جوهر هدف كازيمير مالوچ براي دستيابي به آنچه كه خود تفوق ادراك حسي ناب در هنر مي ناميد.

آرت دكو – هنر تزئيني مختلط Art Deco

هنر تزئيني كه بعد از 1920 در فرانسه پا گرفت و صرفا جنبه تجملي و جنبه آرائي و همه نوع مواد نفيس چون عاج و آبنوس تا مفرغ و چرم را به كار مي گرفت و هر گونه تزئينات اروپايي و آفريقايي و آزتكي و مانند آنها را در هم مي آميخت.

اكسپرسيونيسم Expressionism

واژه ‹‹اكسپرسيونيسم›› در خلال جنگ جاني اول رواج يافت. آن واژه به آثار نقاشاني اطلاق شد كه با اين انگاره كه جهان همان است كه در چشم باز مي تابد، مخالفت مي كردند. در تاريخ نقد هنر بيانگر استفاده از تحريف و اغراق بابت تاثيرات احساسي و عاطفي است.

اكسپرسيونيسم انتزاعي Abstract Expressionism

يك سبك نقاشي در اوايل قرن بيستم كه مي كوشد احساسات و عواطف را از طريق تركيب اشكال انتزاعي بيان كند. نقاشي هاي اكسپرسيونيستي انتزاعي ارتجاعي بوده و بر طبق طرح يا انديشه قبلي شكل نمي گيرند. فرم در اين گونه آثار داراي ويژگي فردي است. رنگها پر مايه اند و قلم مو پردازي تقريبا با خشونت توام است.

انتزاعي گرائي Abstractionism

سبكي هنري كه حدود سال 1910 توسط واسيلي كاندينسكي به وجود آمد. قدرت و پرمايگي رنگ و طرح، مستقل از موضوع اثر، در اين سبك هنري مورد تاييد قرار مي گيرد.

باهاوس Bauhaus

نام مكتب هنري كه در وايمار برپا شد(1919-1930.م) با اين اهداف كه معماري بار ديگر در هنر ها به شمار آيد و اصالت آن بر خاصيت كرآييش مبتني شود و ديگر اين كه عموم هنرمندان و پيشه وران و مهندسان و حتي صاحبان صنايع ماشيني و دستي همكاري كنند تا اثر هنري واقعا بزرگ به وجود آيد. نفوذ باوهاوس در عموم هنرهاي انتزاعي و شكل مصنوعات و به خصوص معماري دوران اخير به طرزي عميق و عالمگير بر جاي ماند.

تيپوگرافي Typography

طراحي حروف و يكي از سبك هاي شاخه مدرنيسم و اشكال بزرگ و ظاهر شفاف ساختار چاپي وي موجب رواج آن تا قرن ها شد.

پاپ آرت Pop Art

پاپ آرت (هنر مردمي) اصطلاح پاپ آرت اول بار توسط لارنس آلووي متفكر و منتقد انگليسي برچسبي مناسب براي ‹‹هنر مردمي›› كه محصول فرهنگ بود، به كار گرفته شد. آلووي در سال 1962 دامنه كاربرد اين اصطلاح را وسعت داد تا فعاليت تمام هنرمنداني را كه مي كوشيدند تا از ايماژهاي همگاني در عرضه هنرهاي زيبا بهره بگيرند شامل شود.

پست مدرنيسم Post Modernism

اين اصطلاح براي توصيف تلاش جهت اصلاح و بسط مدرنيسم و هنرهاي قبل از آن در هنر جديد است. در سال 1949 اولين بار يوزن هود است كه اين اصطلاح رتا به كار گرفت و در سال 1975 كه با انتشارات كتاب چنگر اثر چارلز چنگر كاربرد اين اصطلاح را در تمامي هنرها فراگير كرد.

دادائيسم Dadaism

نهضتي هنري كه تريستان تزارا در سال 1916 در زوريخ سوئيس بنيان گذاشت.

اين سبك بربخت و تصادف و عناصر بي معني تكيه دارد و هدف از آن  ‹‹بيدار ساختن›› مخاطب از طريق ايجاد شوك است.

داستيل Distil

نهضت هنري در هلند كه توسط پيت موندريان و تئووان دوسبورگ آغاز شد و بر استفاده از خطوط مستقيم و زواياي قائمه تاكيد مي كرد.

رنسانس Renaissance

رنسانس عنوان دوره اي در تاريخ معماري و هنر است كه در اوايل قرن پانزدهم ميلادي در ايتاليا آغاز شد و دامنه آن در ساير ممالك اروپايي توسعه يافت و در ممالك مختلف كمابيش تا قرن هيجده ميلادي رواج داشت. هدف آن احيا الگوهاي هنر كلاسيك و توجه به ارزش هاي انسانگرايانه متمايز مي شود.

رئاليسم (واقعگرايي) Realism

شيوه رئاليسم (واقعگرايي) در اوايل قرن نوزدهم گرايش ديگري در نقاشي (هنرها) به وجود آمد كه در بيشتر كشورها صحنه هنري را به خود اختصاص داد. اين گرايش در وفاداري به بازنمايي واقعيت عيني و علاقه به جهان خارجي و اشياي طبيعي، شناخته مي شود.

رئاليسم قهرمانانه Heroin realism

بين سالهاي 1918 تا 1922 سبكي با پشتيباني آناتولي لوناچاسكي جهت تغييرات اجتماعي در ورسيه به كار برده شده و بيشتر در كاهاي گرافيكي استفاده مي گرديد.

سبك Style

سبك يا شيوه هنري يا استيل، عبارت از آن خصلت هاي صوري است كه به يك اثر يا مجموعه آثار معين اختصاص دارد و آنها را از ساير آثار متمايز مي كند.

سوپر ماتيسم Supermatism

يك سبك هنري انتزاعي مه در دهه 1920 پديد آمد. اصئل نظري اين سبك هنري كه از سوي هنرمند روسي، كازيمير مالويچ  عرضه شد بر اهميت فرم در هنرهاي تجسمي تاكيد مي ورزد.

سورئاليسم Surrealism

نهضتي هنري و ادبي كه در دهه 1920 توسط آندره برتون آغاز شد. مفاهيم اصلي اين نهضت عبارتند از : خود انديختگي ( اينكه ايده و فكربودن دخالت تعقل منطقي، به طور مستقيم و بالبداهه از ضمير نابخود سرچشمه بگيرد، و تجربه هاي رويا گونه)

سمبوليسم Symbolism

جنبشي در عرصه شعر، ادبيات و هنر كه در سال 1880 از فرانسه شروع شد و با اشعار ملارمه و ورلن در دهه 1890 به اوج رسيد. انسان از ابتدا، همواره به سمبل و سمبل سازي تمايل داشته، اشيا و اشكال را به طرق مختلف به سمبل ها تبديل نموده، آنها را مذهب و در تمام زمينه ها هنري خويش به كار برده است. بشر زماني تصاويري از موجودات را در درون غارها براي خويش نقاشي نموده، آنها را به عنوان سبمل شناخته است.

سنتيك آرت Cinetic Art

نهضت و گرايش به عنوان هنر‹‹سينه تيك›› تنها به اصل ‹‹حركت›› تكيه دارد و هنري كه با توجه به بينشهاي نوين علمي و پژوهشهاي مكانيكي بوجود آمده است.

عصر نوين Early Modern

نهضتي است كه با اثر پذيري از باسمه هاي ژاپني و شكل هاي پيچگي و گياهي با خطوطي مواج و رنگهاي شفاف و نخست در هنرهاي تزئيني به وجود آمد.

(در فرانسه و آلمان) و پس شامل معماري و نقاشي و پيكرتراشي و گرافيك شد و رواج بين المللي يافت.

فوتوريسم Futurism

نهضتي هنري است كه حدود سال 1910 در ايتاليا پديد آمد. تلاش براي ارائه تصوير زنده از كيفيت پرجنب و جوش زندگي در دنيا معاصر، به ويژه انرژي و حركت ناشي از ظهور صنايع جديد وجه مشخصه اين نهضت بود.

فوويسم Fauvism

سبك نقاشي در سالهاي اول قرن بيستم كه با صرف شبيه سازي و تقليد مخالف و در آن بازنمايي واقعيت جايي نداشت.همچنين، طيف رنگ هاي بكار رفته در اثر بر تركيب بندي صوري آن تقدم داشت. هانري ماتيس نماينده اصلي اين سبك شمرده مي شود.

فنتاستيك Fantastic

هرگونه هنر نامانوس و نا معقول با مضامين و اشكال و اشباح عجيب و كريه در زمانهاي مختلف و مكانهاي مختلف بوجود آمد.

فيگوراتيو Figurative

در كارهاي فيگوراتيو به نمايش زيبايي به صورتي از عينيت بر مي خوريم، كه صرفا از طريق فرم و رنگ همراه با ارتباطات متعادل و متقابل بيان شده اند. در حالي كه رنگ و فرم نيز احساسي را در ما زنده مي كنند.

كوبيسم cubism

سبك هنري كه در سال 1907 پديد آمد و در آن موضوع اثر تجزيه مي شود و به شكلي انتزاعي معمولا در قالب اشكال هندسي، دوباره سرهم مي شود.

كلاسيك classic

مكتب ادبي و هنري كه آغازش به تمدن يوناني در پنج پس از ميلاد مي رسد و طي قرون بسيار مبتني بوده است بر پيروي از اصولي منطقي و پايدار چون قالب هنري، نظم، سنت پرستي، سادگي، تعادل و اعتدال، تناسب اعضا، بلندي مضمون والا منش.

كنسترو كتيويسم Constructivism

نهضت هنري روسي كه در سال 1910 بر مبناي اين فرض قبلي كه هنر همچون معماري بايد فقط وقف كارهاي سودمند براي جامعه شود شكل گرفت.

گرافيك Graphic

اين نوع هنر را مي توان به عنوان تركيب هنري تصاوير و حروف براي اهداف عملي خاص ناميد و هنري است كاربردي و محض.

گلاسكو Glasgow Style

اصطلاحي كه به طور مبهم براي معرفي دو گروه كاملا متفاوت از نقاشان اسكاتلندي به كار برده شده است. يكي متعلق به ربع آخر سده نوزدهم و متاثر از شيوه دريافتگري(امپرسيونيسم) و دومي متعلق به ربع اول سده بيستم و پي گير نهضت جديد Artnoveau

گوتيك Gothic

شيوه هنري اروپا از قرن 12 تا 16 كه خاستگاهش فرانسه بود و محتوايش مسيحيت، عنصر مهم هنر گوتيك معماري كليسايي بود كه شخص است به عناصر قائم مكرر و بلندي ساختمان و به كارگيري قوس تيزه دار و پشت بند متعلق به طاق و شيشه بند منقوش و سرانجام فضايي گسترده يك پارچه در داخل بنا.

مدرنيسم Modernism

انديشه اي كه بر نو آوري و تحول و انكار گذشته دلالت دارد.

مدرنيسم متاخر Late Modern

اين سبك با كاهش استفاده از مدرنيسم كلاسيك تاثير زيادي بر طراحي گرافيك در جوامع مصرف كننده دنياي قبل و بعد از جنگ اعمال كرد.سادگي شعار طراح بود و از اين رو به وسيله متنهاي پر از لغت نامفهوم با تصاوير اغراق آميز نشان داده نمي شد.

ناتوراليسم(طبيعت گرايي) Narturalism

اين اصطلاح بيانگر رويكردي است در هنر كه در آن هنرمند سعي دارد تا اشيا و پديده ها را همانگونه كه در شكل تجربي خود مشاهده مي شوند ارائه كند، نه به شيوه اي سبكي يا مفهمومي.

نئوپلاستي سيزم Neoplasticism

يك سبك هنري كه از سياه و سفيد، غالبا همواره با رنگ هاي اصلي، براي ايجاد شكل هاي هندسي استفاده مي كرد.

نئودادائيسم Neo Dada

عنواني كه در سالهاي آخر دهه 1950 به شيوه كار چند تن از هنرمندان آمريكايي داده شد كه خود را احياگر مكتب اصلي دادا مي دانستند.

ورتيسيم Vorticism

شخصيت اصلي اين نهضت هنري بيزهام لويس نقاش و منتقد و داستان نويس انگليسي بود. ورتيسم بيش از حد متاثر از كوبيسم و فوتوريسم بود نام ورتيسم توسط ازراپاوند شاعر ابداع شده و همچنين بعدها تاثير نيرومندي در بسط و تكامل مدرنيسم بريتانيا داشت ولي از جنبش هاي هنري آوانگارد در انگلستان به شمار مي آمد كه عمر كوتاهي داشت.

ويكتورين Victorian Art

سبكي كه در زمان ملكه ويكتوريا در انگلستان پايه گذاري شد.

هنر و صنعت Art and Crafts

اين سبك در سال 1851 در انگلستان بوجود آمد. ماشين هاي مدرن پيش از آن كه موجب بهبود كيفيت كالاهاي صنعتي شوند، نقش هنرمند را در جريان توليد حذف و ذوق و سليقه را از مدار توليد خارج كردند.

هنر نو Art Noveu

از دهه 1880 تا آغز جنگ، هنر نوطغياني بود در برابر تمامي حس پذيري ويكتورين، نوعي احساس به حد كمال رسيده به همان شكلي كه در گذشته وجود داشت.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 0:43  توسط حجازي  | 

جهانی که خود ساخت و ساخت و به اتمام رساند. مرتضی ممیز در سال 44 از دانشکده هنرهای زیبای تهران فارغ التحصیل شد و سه سال بعد گواهینامه ی طراحی غرفه و ویترین و معماری خود را از مدرسه عالی هنرهای تزیینی ِ پاریس دریافت نمود. گفتنی است دوره اخذ لیسانس ممیز 11 سال به طول انجامید و ممیز در این دوره به کارهای مختلفی چون کار در آتلیه گرافیکی و... مشغول بود. سیمای کاریش در این دوره در آثار متعدد روی جلد و پوستر نمایان می نمود. آثارش در این زمان نگاهی نخبه گر و پیشرو داشت. همچنین درگیری های فکری ممیز با نسل قدیمی که گرافیک را در آثاری خرد و همه فهم ِ لاله زار درک می کردند باعث گردید تا همواره با نظام گرافیکی ِ کم توانی در جامعه مواجه گردد که در آن گرافیست، تکنیسین خوانده می شد و اعتبار وی تنها به پول درک می گردید. شاید همین نظام کم توان باعث شد تا در سال 48 پیشنهاد ایجاد رشته گرافیک را به دانشکده ی هنرهای زیبا بدهد. بنیانگذاری این رشته برای دانشجویان هنر باعث گردید تا سیستم ناقص گرافیک که بدست ناتوان(و یا کم توان) نقاشان اداره می شد و می رفت به سمت انحطاط برود، جان بگیرد و تلاشی را برای پا گرفتن در خشکزارِ این سرزمین آغاز کند و در ادامه گرافیستهایی نوجو پدید آیند و برگ تازه ای از آثار گرافیک را بازگشایی نمایند.
تا این زمان(1348) مرتضی ممیز به غیر از طراحی گرافیک برای کتابها و پوسترها، تلاشی را تحت عنوان مدیرهنری در مجلاتی چون ایران آباد(39) کتاب و کیهان هفته(40و41)، فرهنگ(40) کاوش(42و43)، نگین(44) آغاز نمود. مجلاتی که نحوه و سبک کاری ممیز را در جامعه تثبیت و معرفی نموده است. آثار ممیز در این دوره در کتاب هفته به چنان پرکاری و دوره ی خلاقی بدل می گردد که نام ممیز را به عنوان گرافیستی مولف و کم نظیر بر سر زبانها می اندازد. همچنین ادامه کار ممیز در نشریات فرهنگ و نگین، راه را برای ورود گرافیستهای جوان و نوجوی دهه ی 40 مانند فرشید مثقالی باز می نماید. آثار روی جلد ممیز برای نشریه کتاب هفته نمونه هایی از چاپ (سیلک و لیتوگرافی) موفق و خلاقانه ای است که ارزشهای گرافیکی بسیار مفیدی را با خود به همراه دارد. تصویرسازی های درون کتاب نگاه نوجو و بی قرار او را که کمی متاثر از آثار گرافیکی اروپای شرق به خصوص لهستان و شوری سابق می نمود را داراست. این نگاه چنان از ***** مرتضی ممیز گذشت که تاثیر آن را بر جریان گرافیک و آثار گرافیستها می توان مشاهده نمود. روی جلدها در نگین و فرهنگ و زندگی نمونه ی برخورد خلاق و گرافیکی با موضوعاتی چون مشاهیر و ادبا می باشد که اگر چاپ نا مرغوب آن زمان را در دست پر خمیر ممیز، جذاب و حتی شاهکار بدانیم، کم بیجا نگفته ایم. در این دوره، صنعت چاپی که جای چندانی برای مانورِ تونالیته ها و رنگها ندارد با طراحی و شگردهای ممیز به دوره ای از کارهای خلاق و متفاوت بدل گردیده است و راه را برای ورود آثارِ آوانگارد در گرافیک می گشاید. می بایست به یاد آوریم در این دوره گرافیست از مرز برش کاغذ خود هم مطمئن نبودند و حاصل چاپ شده آثارشان معمولا فرق زیادی با نمونه طراحی شده داشته است ولی ممیز با مصالحه، سعی در ایجاد فضای کاری خلاق و پویا به نفع خویش می نماید. ممیز در این آثار به هیچ وجه گرفتار تولید آثاری صرفا ً تکنیکی نگردیده و همواره ابزار را در راه بیان ایده ها و افکارش به کار بست.

چندان مبالغه نخواهد بود اگر بگوییم واژگان گرافیکِ آکادمیکِ امروز، عمری به اندازه ی مرتضی ممیز دارد یا شاید بهتر بگوییم عمری وابسته ی به مرتضی ممیز دارد. همچنین او از سال 48 تاکنون با تربیت خیل بسیاری از دانشجویان گرافیک تاثیر مثبتی بر ارتقاء و شناخت گرافیک در بین جامعه ی ایرانی داشت. ممیز علاوه بر دانشکده ی هنرهای زیبا در دانشکده ی هنرهای تزیینی و دانشگاه فارابی نیز تدریس نمود و رییس انتخابی کمیته هنرهای تجسمی یونسکو در تهران بوده است. عضو International Advertising Association نیویورک تا سال 54 بوده است و از سال 56 تاکنون نیز یکی از اعضای انجمن بین المللی طراحان گرافیک محسوب می گردد. علاوه بر اینها وی عضو موسس و رییس هیات مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران و مشاور هنری و داور چندین بینال و نمایشگاه در داخل و خارج از ایران محسوب می گردد.

در ادامه فعالیت مرتضی ممیز در دهه چهل، وی مدیر هنری نشریات ِ فرهنگ و زندگی(48تا57)، رودکی(50 تا57)، سینما(53و54)، معماری و هنر ایران(66)، کلک(69تاکنون)، نگاه نو(70تا78)، شریف(72تا80)، تصویر(71)، Silk Road(73و74)، فصلنامه خاورمیانه(73)، گفتگو(73تاکنون)، پیام امروز(73تا79)، زمان(73تا79) و جشنواره ی جهانی فیلم تهران(52تا56) نیز به شمار می آید.

در حوزه ی تئاتر نیز با آثار «دیکته و زاویه» نوشته غلامحسین ساعدی و کارگردانی رشیدی در سال47 آغاز به کار نمود و طراحی صحنه ی این کار را بر عهده داشت و در ادامه طراحی صحنه هایی چون پرواربندان(ساعدی)، لئوکادیا(ژان آنوی- سمندریان)، وای بر مغلوب(ساعدی-رشیدی)، بازرس(گوگل-انتظامی) و...و همچنین طراح نورِ بازگشتی نیست(گلچهره سجادیه)، دندون طلا(داود میرباقری) و... را خلق نموده است. او علاوه بر آثار پوستر فیلم مانند ستارخان(علی حاتمی)، طبیعت بی جان(سهراب شهیدثالث)، مادر(علی حاتمی)، هامون(داریوش مهرجویی) و... سه انیمیشن کوتاه با عنوانهای: آنکه عمل کرد و آنکه خیال بافت(50)، یک نقطه ی سبز(51) و سیاه پرنده(52) را در پرونده خویش دارد. همچنین تصویرگر کتابهای بسیاری برای کودکان و نوجوانان محسوب می شود که مطرح ترین آنان مانند «اینک خورشید» نگاهی بسیار خلاق و جذاب در مقوله تصویر دارد، نگاهی پویا به پدیدآوری تصویرسازی کتاب کودک با مصالح تکرارشونده و درک مناسب از ویژگی های تصویر در خدمت متن. در تصاویر این کتاب با استفاده از فنون دستگاه کپی تصاویر طراحی شده توسط خود ممیز تکرار و کنار یکدیگر کلاژ گردیده است. آثار این کتاب نشان از هوش بالای طراح در گزینش و استفاده از تکنینک دارد. همچنین کتاب «قصه های قرآن» که یکی از معروفترین آثار وی با تکنیک «اسکراچ برد» به حساب می آید راهی تازه در تهیه ی تصویر سیاه و سفیدِ کتابهای نوجوانان می باشد. اتفاقی که تاثیر آن را در آثار تصویرگران هم نسل و بعد از خود به صورتی جدی می توان پیدا نمود. تمام آثار چاپ شده و فعالیتهای گذشته وی در اعتلای گرافیک و گذر از «کم دانسته ها» موثر و توانا بوده است.

مرتضی ممیز علاوه بر دهها عنوان مقاله، نقد و گفتگو، آثاری را در هیبت کتاب به طبع رسانیده است که از جمله آنها می توان طراحی و نقاشی( وزارت آموزش و پرورش-51)، Graphic art in iran(شورای عالی فرهنگ و هنر-53)، طرح تزیینی و نقشه کشی (وزارت آموزش و پرورش-54)، نشانه ها(چهاررنگ-62)، طراحی اعلان(ویلهم-1984-آلمان)، تصویر و تصور(اسپرک-68)، طراحی روی جلد(ماه ریز-80)، طراحی اعلان جلد2(مرکز-81)، طراحی نشانه جلد2(ماه ریز-81) را ذکر نمود.

اگرچه در سالیان اخیر چندان کار گرافیک نمی کرد و شاید بهتر بگوییم آثار چندان خوبی نداشت(آنطور که مرتضی ممیز را می شناختیم) ولی در شکلی تازه (به قول قباد شیوا:) دیپلمات فرهنگی شده بود و سعی بسیاری در تشکیل انجمن صنفی و ایجاد بستری برای حضور گرافیست ها از خود نشان داد که نتایج آن در شکل گیری نهادهای مختلف و گروههای هنری می توان جستجو کرد و فضای راکد گرافیک با تک عنوان نشریه گرافیکی و یک بینال دست و پا شکسته را (به همراه هم نسلان دیگر) تبدیل به جریانی از گروههای مختلف گرافیکی، بینالها و نمایشگاههای متعدد نمود که نیاز است تا از طرف نسل حاظر ادامه یابد. جریاناتی چون بینال پوستر، نمایشگاه روی جلد کتاب، پوسترهای تجربی و نمایشگاه تایپوگرافی و.... وی با برپایی و تشویق مجلات مختلف گرافیک و چاپ و معرفی هنرمندان و هنر گرافیک ایران به جهان راهی را به جوانمردی در زندگی طی نمود.

روحش شاد!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 23:21  توسط حجازي  | 
 
  بالا